الشيخ المنتظري
570
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
و اخبار را به دست مى آوردم و امر به معروف و نهى از منكر مى كردم . « و نطقت حين تمنّعوا » نطق مى كردم و سخن مى گفتم وقتى كه ديگران مانع داشتند و ابا مى كردند . در بعضى نسخه ها « حين تعتعوا » آمده ، ( 1 ) « تَعْتَعَ » به معناى اين است كه انسان موقع سخن گفتن لُكنت داشته باشد و نتواند درست حرفش را بزند . به هرحال مقصود حضرت اين است : آن وقتى كه مردم از ترس ، قدرت سخن گفتن و دفاع از حقّ را نداشتند من سخن مى گفتم و به وظيفه خود عمل مى كردم . « وَمَضَيْتُ بِنُورِ اللَّهِ حِينَ وَقَفُوا ، وَكُنْتُ اَخْفَضَهُمْ صَوْتاً ، وَاَعْلاَهُمْ فَوْتاً » ( و به نور خدا گذشتم زمانى كه آنها حيران و سرگردان بودند ، صدايم از همه آهسته تر بود ، ولى از همه پيش گام تر بودم . ) « مضيت » از « مُضِىّ » به معناى گذشتن است . « وقفوا » از « وقوف » و در مقابل « مُضِىّ » است ; يعنى من به وسيله نور خداوند پيش رفتم هنگامى كه آنان حركتى نداشتند ; به وسيله هدايت خداوند همه چيز براى من روشن بود ، امّا آنها حيران و سرگردان بودند . « و كنت اخفضهم صوتاً » و صدايم از همه آرامتر بود ; كسانى كه حرفشان حقّ است خيلى با متانت و بردبارى حرف خود را با صداى ملايم بيان مى كنند ، امّا كسانى كه حرفشان حقّ نيست تلاش مى كنند با داد و فرياد حرف خود را به كرسى بنشانند ; اينجا حضرت مى فرمايند : چون حقّ براى من روشن بود و از كسى هم واهمه نداشتم سخنم را با ملايمت و نرمى مى گفتم ، داد و فرياد نمى كردم . « و اعلاهم فوتاً » ولى در مقام سبقت از همه بالاتر بودم . « فوت » در اين عبارت تميز و به معناى سبقت است ، مى گوييم اين دو چيز با هم تفاوت دارند يعنى از هم جدا هستند ، آنوقت كسى كه از ديگران سبقت مى گيرد يعنى از ديگران فوت ( جدا ) مىشود و مى رود جلوتر ، پس « فوتاً » به معناى جدايى از جهت سبقت گرفتن است .
--> 1 - منهاج البراعة ، ج 4 ، ص 140 ; و شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 284